احمد مجد الاسلام كرمانى

98

تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )

بهر سبزىفروشى و امثال آن فروخته‌اند . طايفه علما و سادات چند هزار تومان و در ذيل آن هم به همين قسم يك مشت اسامى موهومه ثبت مينمايند ، چه بسا اشخاصى كه در دفاتر ماليه ولايات باسامى مختلفه ادارى حقوق هستند ، مثلا آقا ميرزا مصطفى آشتيانى « 1 » پسر مرحوم ميرزاى آشتيانى در چند محل باسم آقاى ميرزا مصطفى - مجتهد آشتيانى مستمرى داشته و از چند محل باسم آقا شيخ مصطفى - حاجى ميرزا مصطفى - مصطفى خان به ترتيب و هكذا حتى در توپخانه مواجب يك نفر سرهنگ را ميبرده و بالاخره در اواخر دوره ناصر الدين شاه كار ماليه ايران به جائى رسيد كه هيچ شهرى اضافه محل و باصطلاح مستوفيها ، باقى تحت محلى نداشت و شاه مرحوم براى پوشانيدن كسر جمع مجبور شد كه بوسايلى فوق العاده متوسل شود و چند وسيله موقتى اختيار نمود كه على الظاهر بار خودش را بار كرد ، اما در باطن بر خرابى ماليه ايران افزود ، اول آنكه مساعده حواله داد يعنى قرارداد يك قسط از ماليات را حكام ولايات قبل از تجديد سال از مردم مطالبه نمايند و در واقع سال نو را وصله سال كهنه كرد و چون از اين راه هم چندان تفاوتى حاصل نشد وسيله ديگر انتخاب نمود و تا چندى هم به آن وسيله گذرانيد

--> ( 1 ) پسر دوم حاج ميرزا حسن مجتهد آشتيانى مىباشد كه بنام افتخار العلماء نيز معروف بود . ميرزا مصطفى سواد درستى نداشت ولى چون پسر مجتهد طراز اول تهران بلكه ايران بود و با على اصغر خان اتابك اعظم نيز خيلى مربوط و از پادوها و كار چاق‌كن‌هاى او بود . در سال 1311 ق افتخار العلماء مرتكب قتلى شد و درشگه‌چى اعتماد لشگر را بقتل رسانيد و رسوائى عجيبى بارآمد و حتى عده‌اى به شاه شكايت كردند . افتخار العلماء در سال 1326 بمشروطه‌طلبان پيوست و بالاخره در سال 1327 عده‌اى مسلح به خانه او ريختند و بضرب نه گلوله او را كشتند . م - خ